سيد محمد باقر برقعى

65

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

و پاى ديوار ، سايه مىريخت ! گفتى : زمان در آن طرف راه ندارد ! گفتى : ديوار را بشكنم ! گفتى : ساعت مچ نمىگيرد . . . ! خنده‌اى با خشت‌هاى زرد ، تا صدا از ديوارها بلند شود ! كه « ديوار » از « ساعت » است و روزها چنين سخت مىگذرد ( 24 ) گوش كن ! حرف چراغ چندان روشن است كه شب ، ماتش برده ! بادى سرد بر خسات ، و فضا دو برابر لرزيد ! گوش كن ! صداى دندان ! لحظه‌هاى آسمان سرما مىخورند !